وبلاگ سید حمید حوائجی

محلی برای ثبت خاطره‌ها، بیان نظرها، و انتشار عکس‌های من

وبلاگ سید حمید حوائجی

محلی برای ثبت خاطره‌ها، بیان نظرها، و انتشار عکس‌های من

سلام خوش آمدید

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «گربه» ثبت شده است

«آقاخان» اسم یکی از گربه‌های محله‌مون بود که خیلی به حیاط خونه‌ی ما رفت‌وآمد می‌کرد. آقاخان تو یکی از روزهای سرد زمستون ۹۸ توی حیاط همسایه بغلیِ ما به‌دنیا اومد، اما چند هفته بعد از تولدش و زمانی‌که توانایی بالا رفتن از دیوار و درخت رو پیدا کرد، میومد تو حیاط خونه‌ی ما.

۱. مشاهده‌ی تصویر 
توضیحات: آقاخان، دراز کشیده روی زمین

من و مادرم وقتی دیدیم یه بچه‌گربه به حیاط خونه‌مون رفت و آمد می‌کنه، تصمیم گرفتیم واسش آب و غذای تمیز بذاریم.

وقتی آقاخان بزرگ شد، دوست نداشت هیچ گربه‌ی دیگه‌ای به حیاط خونه‌مون رفت‌وآمد کنه. کلِ حیاط رو قلمرو خودش می‌دونست و پیشی‌هایی که میومدن رو بدجوری کتک می‌زد.

۲. مشاهده‌ی تصویر 
توضیحات: یکی از گربه‌های محل روی دیوار خانه‌ی ما ایستاده و با ترس به آقاخان نگاه می‌کند

آقاخان توی کوچه هم خیلی قلدر بود با گربه‌های دیگه دعوا می‌کرد، به‌همین‌دلیل اغلب اوقات روی بدنش جای زخم بود.

آقاخان تا همین یکسال پیش به حیاط خونه‌مون رفت‌وآمد داشت و اجازه نمی‌داد هیچ گربه‌ای اونجا بیاد، تا اینکه سروکله‌ی «حنا خانم» پیدا شد!

۳. مشاهده‌ی تصویر 
توضیحات: حنا خانم و بچه‌ش

۴. مشاهده‌ی تصویر
توضیحات: حنا خانم در حال نرمش کردن

حنا از آقاخان هم قلدرتره و تونست با جنگ و دعوا، جای خودش رو توی حیاط‌مون باز بکنه. حنا سه مرتبه توی حیاط مون زایمان کرد و چندتا بچه گربه زایید. آقاخان دیگه نمی‌تونست حریف حنا و بچه‌هاش بشه، برای همین کلاً از حیاط‌مون رفت.

حنا تو شکم اول یه‌دونه گربه، شکم دوم چهارتا گربه، و تو شکم سومش سه تا گربه زایید. بعد از اون خواهرم حنا رو به کلینیک حیوانات برد وعقیمش کرد، چون خیلی جفت‌گیری می‌کرد و ضعیف شده بود و احتمال داشت که تلف بشه. زمانی‌که حنا برای انجام جراحی عقیم‌سازی به کلینیک حیوانات منتقل شد، بعد از انجام معاینات معلوم شد که دوباره حامله‌ست. البته زمان زیادی از جفت‌گیری‌اش نمی‌گذشت (تقریباً دو هفته)، به‌خاطرهمین عمل جراحی عقیم‌سازی رو انجام دادن.

۵. مشاهده‌ی تصویر
توضیحات: بچه‌گربه‌های حنا خانم 

۶. مشاهده‌ی تصویر
توضیحات: بچه‌های حنا خانم در دوران نوزادی

آقاخان هم گربه‌ی بی‌اعصابی بود. مثلاً وقتی بچه گربه‌ها دورش جمع می شدن، شروع می کرد به فیف کردن و پس‌زدن اون‌ها. اصلاً دوست نداشت بچه گربه‌ها نزدیکش بشن و خودشون رو بهش بمالن.

گربه‌ها هرکدوم خصوصیت‌های اخلاقی خودشون رو دارن و رفتارشون متفاوته. درسته که خیلی از کارهاشون شبیه به همه، اما ضریب هوشی متفاوتی دارن و تو بعضی موارد مثل هم نیستن.

۷. مشاهده‌ی تصویر
توضیحات: آقاخان در تاریکی شب

۸. مشاهده‌ی تصویر 
توضیحات: آقاخان در حال چُرت زدن

۹. مشاهده‌ی تصویر 
توضیحات: آقاخان در حال چُرت زدن در کنار گلدان‌ها

۱۰. مشاهده‌ی تصویر 
توضیحات: آقاخان در حال خمیازه کشیدن

۱۱. مشاهده‌ی تصویر
توضیحات: آقاخان در حال چُرت زدن کف حیاط

۱۲. مشاهده‌ی تصویر 
توضیحات: خوابیدن آقاخان توی سبد میوه

۱۳. مشاهده‌ی تصویر 
توضیحات: شیر دادن گربه (حنا خانم) به بچه‌ش

۱۴. مشاهده‌ی تصویر 
توضیحات: بچه‌گربه‌های حنا خانم در یک روز برفی (بهمن ماه ۱۴۰۳)

۱۵. مشاهده‌ی تصویر 
توضیحات: حنا در حال شیر دادن به بچه‌اش

۱۶. مشاهده‌ی تصویر 
توضیحات: مخمل خان، یکی از بچه‌های حنا خانم

۱۷. مشاهده‌ی تصویر
توضیحات: دارچین، یکی دیگه از بچه‌های حنا خانم

۱۸. مشاهده‌ی تصویر
توضیحات: دارچین در حال چُرت زدن توی باغچه

۱۹. مشاهده‌ی تصویر
توضیحات: یکی دیگه از بچه‌های شیطون و بازیگوش حنا خانم که خیلی روی اعصاب آقاخان می‌رفت

۲۰. مشاهده‌ی تصویر
۲۱. مشاهده‌ی تصویر
۲۲. مشاهده‌ی تصویر
۲۳. مشاهده‌ی تصویر
۲۴. مشاهده‌ی تصویر
۲۵. مشاهده‌ی تصویر
۲۶. مشاهده‌ی تصویر

بیشتر بخوانید: 
آلبوم تصاویر بچه‌گربه‌ها در دی‌ماه ۱۴۰۳
به یاد موچی خانم
خواهر همیشه حق‌به‌جانب و سرکوفت‌زن
سارقان در کمین تراشه‌ی کارت سوخت شما هستند
داستان پیدا کردن خرگوش در یکی از کوچه‌های پرند

به کانال تلگرام و پیج اینستاگرام من بپیوندید
telegram.me/havaeji
instagram.com/hamidhavaeji

  • سید حمید حوائجی

سلام. سال نو مبارک. سه روزه که زانو درد شدید دارم، به‌حدی که حتی نمی‌تونم درست راه برم. البته امروز کمی دردم کمتر بود. به مدت دو ساله که هر چند وقت یک‌بار زانوی راستم درد می‌گیره، به‌همین‌دلیل کمی نگران شدم و تصمیم گرفتم برم دکتر ارتوپد.

گربه‌ها دیگه بزرگ شدن و می‌تونن روی پای خودشون وایسن، به‌خاطرهمین خونه‌شون رو گذاشتیم توی حیاط و وعده‌های غذایی‌شون رو کم کردیم. دیروز متوجه شدم که دو تا گنجشک شکار کردن و خوردن، چونکه پرهاشون ریخته بود گوشه‌ی حیاط. اینم عکس گربه‌های شیطون ما.

مشاهدۀ عکس (۱)

  • ۰ نظر
  • ۰۵ فروردين ۰۴ ، ۰۱:۰۸
  • سید حمید حوائجی

دو شب پیش، شهر پرند بیش از شش ساعت برف بارید. اکنون بعضی قسمت‌ها که در معرض تابش مستقیم آفتاب نیست، هنوز سفیدپوش است.

بازیگوشی بچه گربه در هوای برفی

راستش خیلی مشتاق بودم که هنگام بارش برف عکاسی کنم، اما تنبلی کردم و ترجیح دادم که در اتاق گرم و نرم خودم بمانم. الآن نیز پشیمانم که چرا از خانه بیرون نزدم و از آن منظره‌ی زیبا عکاسی نکرده و لذت نبردم.

  • سید حمید حوائجی

بچه گربه‌ها حالا دیگه چهار ماهشون شده و بازیگوشی و کنجکاوی‌شون به اوج خودش رسیده. گربه‌های حنایی رنگ «نر» هستن و گربه‌های سیاه، ماده هستن. اونا بالا رفتن از دیوار و درخت رو تازه یاد گرفتن.

گربه حنایی

قبل از اینکه بتونن از دیوار بالا برن خیلی مراقبشون بودم تا از حیاط خونه بیرون نرن و گم نشن، اما حالا که خودشون یاد گرفتن، خیالم راحته. حالا دیگه خودشون میرن توی کوچه و دوباره برمی‌گردن. خدا رو شکر همسایه‌های خوبی داریم و حیوان‌آزار نیستن.

  • سید حمید حوائجی

من سید حمید حوائجی، یک کارگر ساده در سرزمین کهن و مقدس پارس هستم و در این وبلاگ، نوشته‌ها و عکس‌هایم را منتشر می‌کنم. جهت ارتباط خصوصی با بنده می‌توانید از قسمت نظرات، نشانی پست الکترونیک یا شماره تماس مندرج در صفحۀ «دربارۀ من» استفاده کنید.