وبلاگ سید حمید حوائجی

محلی برای ثبت خاطره‌ها، بیان نظرها، و انتشار عکس‌های من

وبلاگ سید حمید حوائجی

محلی برای ثبت خاطره‌ها، بیان نظرها، و انتشار عکس‌های من

سلام خوش آمدید

به یاد موچی خانم

يكشنبه, ۲۹ دی ۱۴۰۴، ۰۲:۳۹ ب.ظ

امروز یاد موچی خانم افتادم. دلم واسش تنگ شد و بغضم گرفت. اردیبهشت همین امسال آسمونی شد. از پله‌ها افتاد و سرش به زمین برخورد کرد و ضربه مغزی شد. اومدیم برسونیمش بیمارستان، اما توی راه تموم کرد.

مشاهده‌ی تصویر
توضیحات: عکس موچی خانم

موچی به ما پناه آورده بود. قبلاً هم یه اشاره‌ی کوچیکی به سرگذشتش کرده بودم. گفته بودم که توی یه‌روزِ سرد زمستون سال ۹۸ (دوران اوج شیوع کرونا) توی یک کوچه‌ی باریک نزدیک خونه‌مون پیداش کردم. رفته بود کنج دیوار و ترسیده بود. وقتی نزدیکش شدم فرار نکرد. از دیدن اینکه فقط یه گوش داره متعجب شدم، چون تابه‌حال خرگوش تک‌گوش ندیده بودم.

معلوم بود که از خونه بیرون انداخته بودنش. لاغر بود و ضعیف. خیلی دلم سوخت و نتونستم طاقت بیارم که همونطوری تنهایی بمونه و بمیره. مطمئن بودم یا از گرسنگی میمیره یا در اثر آسیبی که احتمالاً آدما بهش وارد می‌کنن جون میده.

اون روز مادرم همراهم بود. کار بانکی داشتیم و باید می‌رفتیم تا وقت اداری تموم نشه. مامانم هم دلش برای خرگوش سوخت، ولی از اونجایی که اون کوچه خیلی کم رفت‌وآمد بود، همونجا گذاشتیم بمونه تا موقع برگشتن با خودمون ببریمش. 

وقتی کارِ بانکی‌مون تموم شد، برگشتیم همونجا و خرگوش رو با خودمون آوردیم خونه. توی مسیر برای خرگوش مقداری سبزی و کلم تازه خریدیم. وقتی رسیدیم منزل، گذاشتیمش توی باغچه، اما فوراً از توی باغچه بیرون اومد و رفت گوشه‌ی حیاط و کنجِ دیوار وایساد. از شکل چشم‌هاش معلوم بود که ناراحت و افسرده‌ست.

خواهرم از پشتِ پنجره دید که یه خرگوش توی حیاطه. اومد پایین و پرسید که از کجا آوردیمش. منم کامل بهش توضیح دادم. خیلی دلش سوخت و همونجا مسؤولیت کامل خرگوش رو به‌عهده گرفت. همون روز واسش قفس مخصوص، ظرف غذا، ظرف توالت، پوشال، و یک کیسه یونجه‌ی خشک خرید.

از اونجایی که طبقه‌ی پایین خونه‌مون خالیه، خواهرم یکی از اتاق‌هاشو واسه اسکان خرگوش آماده کرد. هوا سرد بود و نمی‌شد حیوون بیچاره رو توی حیاط نگهداریم.

مشاهده‌ی تصویر 
توضیحات: خونه‌ی جدید خرگوش خانم

خواهرم یک هفته بعد، حیوون رو برای معاینه‌ی پزشکی به بیمارستان حیوانات تهران برد. موچی خانم توسط دکتر متخصص معاینه شد. دکتر گفت که دندوناش بیش از حد رشد کرده، چون موقعی که از خونه انداختنش بیرون، غذا نخورده و چیزی نجویده. به‌همین‌دلیل دندوناش رو کوتاه کرد.

خرگوش خانم بعد از کوتاه شدن دندوناش، وقتی رسید خونه کلی یونجه و سبزیجات خورد و بازیگوشی کرد. مدام میرفت بغل خواهرم و انگشتای دستش رو لیس میزد. انگار فهمیده بود که آبجیم بهش رسیدگی کرده و هواشو داره.

مشاهده‌ی تصویر 
توضیحات: موچی خانم درحال غذاخوردن تو خونه‌ی جدیدش

مشاهده‌ی تصویر
توضیحات: بازیگوشی خرگوش خانم توی باغچه

این خرگوش تقریباً شش سال با ما زندگی کرد و در این سال‌ها تمام مخارج نگهداریش رو خواهرم تقبل کرد، تا اینکه یکی از روزهای اردیبهشت ۱۴۰۴، موقعی که خواهرم رفته بود توی حیاط و خرگوش رو بغل گرفته بود تا بیاره توی خونه، توی راه‌پله حیوون از دستش می‌افته و سرش با لبه‌ی پله برخورد می‌کنه و ضربه مغزی میشه. متأسفانه به این شکل موچی خانم از پیشمون رفت و غم از دست دادنش خیلی شوکه و ناراحت‌مون کرد.

یکی از دلایل سقوط موچی خانم و مرگ ناگهانی‌ش این بود که یه صدای بلند از بیرون شنیده بود و در اثر جهش ناگهانی ناشی از ترسیدن، خواهرم نتونست حیوون رو نگهداره. خرگوش‌ها نسبت به صداها خیلی حساس هستن و اگه چیزی رو محکم به همدیگه بکوبید، فوراً می‌ترسن و با جهیدن و جفتک انداختن واکنش نشون میدن. متأسفانه همین موضوع باعث مرگش شد. جاش خیلی خالیه و هرموقع که وسایلش رو نگاه می‌کنیم ناراحت میشیم. چون خیلی بهش وابسته شده بودیم.

در ادامه چندتا دیگه از عکس‌های موچی خانم رو آپلود می‌کنم.

مشاهده‌ی تصویر
مشاهده‌ی تصویر
مشاهده‌ی تصویر

  • ۰۴/۱۰/۲۹
  • سید حمید حوائجی

حیوانات

خرگوش

عکاسی

عکاسی از حیوانات

نظرات (۴)

  • ژ... ‌‌ ‌
  • موچی خانم شانس آورد که شما پیداش کردین. ولی بد شانسیم آورد آخرش -
    حتی زندگی واسه حیونا بالا پایین داره
    حیون خاصیه با این گوشاس ...
    واقعا دمتون گرم که همچین لونه‌ی خوبی درست کرده بودین :`)
    پاسخ:
    درود.
    سپاس‌گزارم.
    حتی گربه‌های توی حیاط هم بهش عادت داشتن و نبودش رو حس کرده بودن. 😭
    ممنون بابت حضورتون. 🌷
  • هکیم (هادی کامل)
  • آدمهایی که با حیوانات مهربانند، به گمانم خود فرشته هستند.
    پاسخ:
    درود.
    ممنون بابت حضورتون در وبلاگم.
    محبت دارید. 🌷
    بله حیفش بود ولی خب حداقل با وجود شما شش سال زندگی خوبی داشت!:)
    پاسخ:
    سپاس‌گزارم. 🌷
    خدایا...موچی قشنگ ترین خرگوشیه که به عمرم دیدم!
    پاسخ:
    ممنونم. 
    طفلکی خیلی ناگهانی جونش رو از دست داد.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    تجدید کد امنیتی

    من سید حمید حوائجی، یک کارگر ساده در سرزمین کهن و مقدس پارس هستم و در این وبلاگ، نوشته‌ها و عکس‌هایم را منتشر می‌کنم. جهت ارتباط خصوصی با بنده می‌توانید از قسمت نظرات، نشانی پست الکترونیک یا شماره تماس مندرج در صفحۀ «دربارۀ من» استفاده کنید.